خود را سپرده ایم به قانون باد ها
تیپا زدیم بر همه ی اعتقاد ها
تسبیح را ز حبه ی انگور ساخته
مجموعه ای شدیم عظیم از تضاد ها
فریاد بودن ام قفسی شد به نام شعر
یک سطر زنده باد و یکی مرده باد ها
درخون هرچه خانه به دوش است عشق توست
تنها دلیل قرص همه اعتیادها !!
ای قصه ی شرارت چشمان میشی ات
ترفند آخرین همه شهرزاد ها
حرف از رفیق شد، کمرم تیر می کشد
صد زخم خورده پشتم از این اعتماد ها
سرمشق آب از سر دفترچه ها گذشت
تکلیف روشن است... برای مداد ها
جمهور سمیعی

نظرات شما عزیزان:
برچسبها: